امام خامنه ای (حفظ الله ) نگذارید غبارهای فراموشی روی این خاطره های گرامی را بگیرد

شنبه, ۸ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۱:۱۰ ب.ظ
شهید جبرئیل بیدقی - مهمان حرم ابا عبدالله

شهید جبرئیل بیدقی - مهمان حرم ابا عبدالله

شهید جبرئیل بیدقی پس از نوشتن وصیت نامه ، در نوشته ای کوتاه خطاب به خانواده خود با اشاره به بمباران های منطقه درفول و شهدای این بمباران ها می نویسد :

« با توجه به افکاری که حقیر داشتم بالاخره دو سال دیرتر یا زودتر به شهادت می رسیدم  پس چه بهتر زودتر ...»

شهید در وصیت نامه اش هم نوشت که : « واقعاً جای تاسف است که انسان در عصر شهادت با برگی غیراز شهادت بمیرد.»

این شهید مقام شهدا را خوب فهمیده بود که در قسمتی از وصیت نامه خود اینگونه وصف مقام شهید کرده است : «... شهادت وخیلی از مسائل طرح شده در قرآن کریم به خاطر قلبهای زنگارزده وعلم وعقل محدودی که داریم قابل درک نیست (ولا تشعرون)ولی وجود داشته ودارند انسانهای پاکی که با ایمان کامل واعتقاد قلبی به خداوند متعال وگفته انبیاء وتزکیه نفسشان به مقامی رسیده اند که اینگونه نیستند و به همین علت است که شهادت در نزد این پاکان « احلی من العسل» شیرینتر از عسل می شود...»

و چنین شد که شهید جبرئیل بیدقی با آن افکار والای الهی در عملیات بدر مرگ را در آغوش گرفت تا در نزد خداوند « عند ربهم یرزقون » گردد.

آیا ما هم توانسته ایم افکار خود را در مسیر دیدگاه شهیدان قرار دهیم  ؟


شهید جبرئیل بیدقی - او الگو بود

 

مادر شهید می گفت : جبرئیل از همان کودکی رضای خدا برایش مهم بود و همیشه بیان می کردکه من چه کارهایی بکنم که خدا از من راضی باشد و از من قبول کند. در زمانی هم که بزرگ شده بودند همیشه رضای خدا را میخواستند و تمام حرکات او خدائی بود.

بعد از اینکه خدمت مقدس سربازی را بطور داوطلبانه انجام داده و برگشتند مشغول کار بنائی شدند. شهید هیچ کاری را برای خودشان عیب نمی دانستند. ایشان معتقد بودند انسان باید کار کند تا روزی حلال بدست آورد.

او همیشه ما را در مسائل و گرفتاری ها راهنمایی می کرد در نامه هایش هم مارا راهنمایی میکرد و مارا دلگرم به اسلام و انقلاب می کرد.

« برگرفته از وبلاگ خاطرات معلم شهید جبرئیل بیدقی (معلم فرهنگی)»

 

هنوز فراموش نمی کنم که بخاطر وضعیت جسمانی ام ، فرماندهان اجازه حضور در عملیات را به من ندادند لذا با ناراحتی در گوشه ای نشسته بودم و زانوی غم در بغل گرفته بودم که جبرئیل ناراحتی مرا دید به نزدم آمد و گفت : حالا که اینجا نشستی و احتمال زیاد سالم به شهر بر می گردی می خواهم خوابی را برایت تعریف کنم ؛ اگر شهید شدم این مطلب را برای دیگران بازگو کن ولی اگر زنده برگشتم این مطلب بعنوان راز پیشت بماند.

چون صحبت از مرگ و شهادت بود و من هم دلم نمی خواست جدا شدن یکی از دوستان خوبم را ببینم ، حالم بیشتر گرفته شد و به جبرئیل گفتم برو بیشتر از این عصبانیم نکن .

گفت : حقیقتا دیشب خواب دیدم درِ حرم امام حسین علیه السلام باز شد و من به همراه چند تن از دوستان رزمنده ( حسین همتیان ، مهدی صفایی ، محمد صادق یوسفیان و یکی دیگر که نامش را فراموش کرده ام ) وارد حرم شدیم و در بسته شد.

چند روزی از عملیات بدر نگذشته بود که خبر آمد شهید جبرئیل بیدقی با دوستانش در عالم برزخ مهمان ابا عبدالله الحسین (ع) شدند.

(به نقل از حسین مداح)

نام : جبرئیل

نام خانوادگی : بیدقی

نام پدر :   علی اکبر

شغل : معلم

تاریخ تولد : 7/2/1338

سن :   25 سال

محل شهادت : جزیره مجنون

تاریخ شهادت : 22/12/63

عملیات بدر

۹۷/۰۲/۰۸ موافقین ۰ مخالفین ۰

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی