سلام ۲۳سالمه. ۱۷سالگی عاشق پسری شدم خیلی بهم علاقه داشتیم چند بار خواستگاری اومد پدرم نپذیرفت.حماقت کردم گفت ما مال هم هستیم اشکال نداره رابطه جنسی داشته باشیم…… حالا عوض شده میگه نمیخوامت هرچی التماس میکنم که بیا عقد کنیم جدا بشیم که من توجیهی برای رابطه جنسی که باهم داشتیم، داشته باشم نمیپذیره. منم تحت هیچ شرایطی نمیخوام خانوادم بدونن. الانم خواستگار خیلی خوبی دارم اما نمیتونم ازدواج کنم سلام
سال جدید رو به شما تبریک عرض می کنم.
از مشکل به وجود اومده متاسفم. متاسفانه جبران بعضی اشتباه ها خیلی سخته و در چنین شرایطی تنها دست آویزی که می تونه روزنه نجات به روی آدم باز کنه، اینه که آدم از خدا بخواد یجوری مشکلش رو حل کنه. قطعا خدا هم وقتی ببینه بندش از اشتباهی که کرده پشیمون شده و توبه کرده و ازش کمک می خواد قطعا کمکش می کنه. در کنار مددجویی از خداوند، به کارگیری عقل و مشورت هم می تونه به شما کمک کنه.
با توجه به شرایطی که شما دارین هر چند ازدواج و جدا شدن از فرد مذکور ممکنه منجر به این بشه که توجیحی برای رابطه پیدا کنین، ولی از طرفی با این کار انگ مطلقه بودن به شما می خوره که خودش یک مانع جدی برای ازدواج مجدده. با این حال با توجه به اینکه ایشون هم چنین کاری رو قبول نمی کنه بهتره کلا قیدش رو بزنین.