مدت زیادی در جبهه ها حضور داشت و بیشترین مدت آن را در واحد اطلاعات و عملیات تیپ 2 قائم (عج) سپری کرد. پس از شهادت برادرش (سید مظفر) به او گفتم که چون برادرت شهید شده تو دیگر به جبهه نرو! گفت : تو اگر بدانی صدام در این مناطق چه خیانتی کرده و چه کارهایی کرده خودت هم تمام زندگی ات را رها می کنی و عازم جبهه می شوی؟ با این جمله و پاسخ چیزی نتوانستم گویم. تا اینکه با بدن مطهرش پس از عملیات نصر8 مواجه شدم و خدا را بخاطر چنین فرزندی شکر کردم .

 

شهید سید ضیاء خوب جبهه را شناخته بود آنجا که در وصیت نامه اش نوشته بود :

 

« جبهه دانشگاهى است که در هیچ جاى دنیا نمونه اش را نمى توان یافت دانشگاهى که در ان درس خلوص و عشق و فدا کارى در راه رسیدن به لقاء الله آموخته مى شود درس ایثار و جانبازى درس چگونه زیستن و مردن درس عبرت و شرف درس خون و شهادت به انسان آموخته مى شود . اکنون که کوله بارم را بسته ام و خود را به جهاد اصغر اماده ساخته ام امیدوارم بتوانم در جهاد اکبر پیروز شوم و آنگونه که مکتب تشیع اسلام خواسته است بتوانم خود را سرباز و پاسدار جندالله بپروانم .»

 

 (به نقل از پدر شهید)

 

{ مطلع شدیم پدر شهیدان شاهورانی از این زمین خاکی به آسمانها پر کشید تا همراه با دو فرزند شهیدش مهمان اباعبدالله الحسین علیه السلام باشد. }

 

نام : سید ضیاء الدین

نام خانوادگی : شاهورانی  

نام پدر: سید محمد

شغل : پاسدار

تاریخ تولد : 10/1/1347

سن : 19 سال

محل شهادت : ماووت

تاریخ شهادت : 29/8/1366

عملیات نصر 8

شهیدی ازاستان سمنان شهرستان مهدیشهر شهردرجزین